مرتضى راوندى

568

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در برزخ ما بين عدم و وجود واقع شده و همان دم را زندگى مىكرد . بىآنكه به گذشته ، آينده و زمان و مكان خودش آگاه باشد ، يك نوع حالت خلسه و از خود بى خود شدن بود كه به هيچ‌چيز به زندگى و مرگ خودش هم وقعى نمىگذاشت . گلچهر همينطور كه به او شراب مىداد ، مواظب حركاتش بود تا ببيند كى به عادت هر شب او را كافيست و آنها را مرخص مىكند ، ولى با تعجب مىديد كه روزبهان بيش از هر شب مىنوشد و او با دلربايى مخصوصى جامهاى مى را پىدرپى به دست روزبهان مىداد و خودش را به او مىچسبانيد . ناگهان درين بين بند روى شانهء گلچهر پاره شد ، لباسش پائين افتاد ، سينه و يك پستانش بيرون آمد . اگرچه به نظر مىآمد كه روزبهان متوجه او نيست ، ولى عوض اينكه اين دفعه جام شراب را از او بگيرد دست انداخت كمر گلچهر را گرفت و به سوى خود كشانيد و لبهايش را نزديك لبهاى او برد ولى دوباره مثل اينكه كوشش فوق العاده كرده باشد ، گلچهر را عقب زد ، جام شراب را گرفت و با حركت دست ، گلچهر و زرين‌كمر را مرخص كرد . همين كه از در بيرون رفتند ، روزبهان گردى از جيبش درآورد ، در شراب ريخت و نوشيد و باز در صورت بودا خيره شد . * * * روزبهان برمكى و خانواده‌اش همه بودايى بودند ، جدش برمك پسر جاماسپ از خانواده‌هاى بزرگ ايرانى و پشت در پشت از زمان اشكانيان به نگاهبانى پرستشگاه بودايى نوبهار در بلخ اشتغال داشتند . روزبهان نوهء حسن برادر خالد برمكى و مادرش دختر مغ پادشاه چغانيان بود . بتكدهء نوبهار به اسم « نووه و هاره » كه به زبان سانسكريت پرستشگاه نو معنى داشته و به فارسى نوبهار مىناميدند ، يكى از بزرگترين معابد بودايى به شمار مىآمده كه از چين و هندوستان و حتى بيشتر شاهان خراسان در عهد ساسانى به زيارت آنجا مىرفته‌اند و جلو بت بزرگ بودا كرنش مىكرده‌اند و دست متولى آنجا را مىبوسيده‌اند . در سنهء 42 هجرى ، عبد اللّه بن عمر بن قريش به قيس بن حيطان اسلمى ، حكم كرد و او را فرستاد تا شهر بلخ را فتح و معبد نوبهار را خراب كرد ، ثروت آنجا را چاپيدند و سه در آهنين و يك نقرهء در آنجا را بردند . برمكيان صورت ظاهر به اسلام گرويدند ولى در باطن علاقه به كيش قديم خود داشتند . در زمان اقتدار خودشان دوباره معبد بودايى را مرمت كردند كه بعد به اسم آتشكده معروف شد . اگرچه برمكيان ظاهرا با عربها ساختند ، ولى در خفا بر ضد خلفاى عرب كنكاش مىكردند و منتظر موقع مساعد بودند تا ايران را دوباره از چنگ عرب‌ها